سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )

1

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )

[ جزو اول ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الحمد للّه ربّ العالمين و الصّلاة على سيّدنا محمّد و آله الطّاهرين قال الشّيخ الامام العالم الكامل المحقّق المدقّق قطب الاولياء و العارفين سلطان العلماء في العالمين بهاء الملّة و الحقّ و الدين قدّس اللّه روحه و نوّر ضريحه . فصل 1 اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ « 1 » . گفتم اى اللّه هر جزو مرا به انعامى به شهر خوشى و راحت برسان و هزار دروازهء خوشى بر هر جزو من بگشاى و راه راست آن باشد كه به شهر خوشى برساند و راه كژ آن باشد كه به شهر خوشى نرساند . همچنين ديدم كه اللّه مزهء جمله خوبان را در من و اجزاى من درخورانيد گويى جملهء اجزاى من در اجزاى ايشان اندرآميخت و شير از هر جزو من روان شد و هر صورتى كه مصوّر مىشود از جمال و كمال و مزه و محبّت و خوشىگويى اين همه از ذات اللّه در شش جهت من پديد مىآيد چنان كه كسى جامهء آبگونى دارد و بر آن جامه نقشهاى گوناگون و صورتهاى مختلف و لون‌لون باشد همچنان اللّه از خود صد هزار صورت مىنمايد در من از حس و دريافت او و صور باجمالان و خوبان و عشقهاى ايشان و موزونيها و صورت عقليات و حور و قصور و آب روان و عجايبهاى ديگر لا الى نهايه نظر مىكنم و اين صورتها را مشاهده مىكنم كه چندين جمال آراسته در من مىنمايد و هر صورتى كه مىخواهم مىنمايدم و مىبينم كه اين همه از اجزاى من پديد مىآيد و اللّه را ديدم كه صد هزار رياحين و گل و گلستان و سمن زرد و سپيد و ياسمن پديد آورد و اجزاى مرا گلزار گردانيد و آنگاه آن همه را اللّه بيفشارد و گلاب گردانيد و از بوى خوش وى حوران بهشت آفريد و اجزاى مرا با ايشان درسرشت اكنون حقيقت نگاه كردم همه صورتهاى

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 1 ، آيهء 6 .